بردیا بردیا ، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره

دنیای قشنگ بردیا...

این روزها....

1390/10/15 2:00
نویسنده : مامان نسرین
438 بازدید
اشتراک گذاری

به نام خدا

چقدر این روزها روزهای دل چسبیه... بردیا خودشو میندازه تو بغل مامانش... همش غر میزنه که مامان بیا بشین پیشم... اگه چند ساعت مامانشو نبینه دلش براش تنگ میشه...niniweblog.com

ولی عزیز دلم.... چند تا نصیحت مادرانه برات دارم...niniweblog.comماچ

 

البته به امید خدا وقتی بزرگ بشی و این وبلاگ رو بخونی این نصیحتا به دردت نمیخوره ولی بذار من یه کم مامان بازی در بیارم...

لطفا انقدر موهای مامان رو نکش... نکن.... دوست داری مامانت کچل باشه پسرم؟؟niniweblog.com

بی زحمت دست به گوشواره های من نزن... گوشم رو زخم کردی انقدر که یه هو حمله کردی و گوشوارمو کندی و پرتاب کردی... خسته شدم انقدر دنبال گوشواره گشتم( من باید همیشه گوشواره تو گوشم باشه در غیر این صورت گوشم زخم میشه)

من برات سی دی بی بی انیشتین گرفتم که در طول روز یه زمان کوتاه نگاه کنی و انیشتین بشی... نه اینکه سریال عشق ممنوع و تبلیغات وطنی و اجنبی ببینی و ذوق کنی...niniweblog.com

 

وقتی دارم لباس تنت  میکنم نق نزن... هوا سرده نمیشه که لباس نپوشی... مریض میشی...niniweblog.com

 

و اما مهمتر از همه.... پسرکم عزیزدلم ... تو بیداری  هم شیر بخور لطفاااااااااااااااا... چرا همش باید من تو رو بخوابونم بعد شیر بخوری؟؟؟؟ مگه طعم شیر فرق میکنه؟؟؟؟ مگه مامانت عوض میشه؟؟؟؟   موهامو سفید کردی سر این شیر خوردنت...  از همون رو اول تو بیمارستان من با تو درگیر بودم و هستم....niniweblog.com

یه وقت نگی چه مامان غر غرویی دارمااااااا...niniweblog.com اصلا همه ی این کارا و اذیتا فدای یه تار موی تو... به دل نگیرماچماچ

 داشتم میگفتم  که این روزا دل چسبه... به خاطر اینکه بردیا یاد گرفته دست میده... دست دسی میکنه niniweblog.comولی کوتاه و نا مرتب...البته این کارا رو بیشتر تو خونه خودمون انجام میده و همش مامانش رو پیش بقیه ضایع می کنه(فدای سرت مادر)

وقتی میگم سعید بیا... به شدت دست و پا میزنه... و بابایی رو خیلی دوست داره

تازه خاله جونی رو هم خیلی خیلی دوست داره... تا میبینتش دستاشو باز میکنه و می پره تو بغلش... اگه خاله بره و بغلش نکنه گریه میکنه... و حسابی براش میخنده...niniweblog.com

موش موشی میشه و تند تند نفس نفس میزنه...( این کار هم مخصوص وقتیه شلوار به پا نداره و قراره پوشکش عوض بشه...   اینطوری میشه:

n

 

گاهی هم اینطوری مظلومانه و با لباسای کثیف رو تابش خوابش میبره

k

خلاصه اینکه...

این روزا خیلی دل چسبه....

                                                               h

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (6)

خود یاسمین زهرا
15 دی 90 12:21
واااااااااااااااای نسرین جون منو کشتی با این بردیای جیگرررررهوارتا


ما که هلاکتیم یاسی... آخر یه روز دستم بهت میرسه.... هزار تا میماچمت دخمل خوشگل
بابا سعید
15 دی 90 16:09
هر سری که وبلاگشو میبینم خدا رو شکر میکنم که بهترین همسر و شیرین ترین پسر دنیا رو دارم
مامان یاسمین زهرا
15 دی 90 17:52
نظر قبلی ماله من بود نه ماله یاسمین اشتباه شد.
دایی سعید
18 دی 90 19:06
پس چی فکر کردی آقا سعید ما دختر به هر کسی نمیدیم تازه اونم آبجیمون ......... اگه بردیا بزرگ بود و میتونست بنویسه مینوشت : خداروشکر که بهترین دایی دنیا رو من دارم ( دایی سعید )


ای بابا.. شرمنده میکنید سعید ها(بابا و دایی)...
خوش به حال بردیا با چنین پدری و چنین دایی مهربونی... کلا خوش به حالش





مامان شراره
20 دی 90 2:12
وای عجب گل پسری.هزارماشالله.خیلی خیلی نازه.ماشالله.خداحفظش کنه
لاله
22 دی 90 0:39
نصیحتهاتون خیلی بامزه بود ... کلی خندیدم. حالا حتما خوده بردیا هم بزرگ شد میخونه و کلییییی میخنده.. خیلی خوردنیه این گل پسر ر .. تروخدا هروقت که بوسش میکنی یکی هم بوس کن به عوض کسائی که دوست دارن ببوسنش ولی دستشون بهش نمیرسه منجمله من )